بوی عطر ولنتینو رو لباسای گرم زمستونیم تو ماشین گرم یار، وقتی میپیچه کیف میکنم.
صدای چیکه های بارون تو سکوت شب
آغوش یار با پس زمینه شب بارونی
صدای هیپهاپولوجیست تو جاده آب پری
شهر رویان، که از مسیر جاده پیداست
تاریکی جاده، سکوت بین درختا و سیاهی بینشون
خماری من تو راه برگشت
خیالم از این راحته که امشب و فردا صبح شیفت نیستم
و این لذت های زودگذر....
نمیخوام فراموششون کنم
انگار