سلام بعد مدت ها اومدم اینجا که بنویسم
خب سه ماه و نیمه از شروع طرحم میگذره و من اخرای ماه اول بالاخره طلسم و شکستم و کات کردم. بعدش دوتا از دندونامو برگردوندم، کتاب جنگ جهانی دوم و موندم دوتا رمان جنایی بعدش خوندم، کلاس رانندگی رفتم آزمون شهر دادم باز مردود شدم، اون پسره همکارم یه طوری رفتار کرد که دیگه حالم بهم میخوره بهش فکر کنم، بعدش یک نفر اومد خواستگاری یازده سال ازم بزرگتره و تهران زندگی میکنه، فعلا تو مرحله آشناییم اگه بتونه دوسم داشته باشه و منم دوسش داشته باشم احتمالا برم تهران. هنوز اون دندون خالیمو ایمپلنت نکردم، جراحیشو میخوام اسفند انجام بدم که بعدش مصنوعی بزارم. اینم یه خلاصه از اتفاقاتی که جامونده بود.
۱۸ بهمن ۰۳