شماره۳۶۴

یک ساعت پیش میخواستم ومپایر دایریز ببینم ولی رفتم اینستا (ایموجی چشم غره)فردا هم لانگم باید زود بخوابم

دلم میخواست تو دفترچه بنویسم ولی چون خیلی هوا سرده نمیتونم حتی سرم و از زیر پتو دربیارم

امروز صبح ساعت هفت و نیم من و بابام رسیدیم محل آزمون و ساعت نه نوبتم شد! یه دوبل زدم و قبول شدم بالاخره دیگه خسته شده بودم...

بعد از گل فروشی همونجا ی اسفنج برای هفت سین و یه تا روبان یک متری مشکی و آبی و صورتی کمرنگ با سه تا دونه گل رز مصنوعی خریدم که شد نودهزارتومن!!

ازونجا گفتیم یکسره بریم احرازهویت که کار زودتر تموم بشه اونجا که رسیدیم تازه دیدم نوشته مدارک لازم کپی شناسنامه و کارت ملی! باز برگشتیم من به مامان زنگ زدم که داره میاد شناسناممو بیاره، تو این فاصله رفتیم لوازم قنادی من آرد نخودچی و پودر قند و هل و ماسوره و قالب شیرینی نخودی با یه مهر طرح پیچ پیچی با یه شمع نقره ای بلند برای هفت سینم خریدم که شد ۲۶۰

شامپومم تموم شده بود بعدش رفتیم داروخونه گفتم یه شامپو ضد ریزش میخوام که یه شامپو رزماری داد با یه کافئین، یه ورق هیرویت و یه قوطی بیوتین با یه آبرسان پوست چرب ویتالایر خریدم که شد هشتصد این آبرسانه خیلی من و سوزوند خیلم کوچیکه قیمتش سیصد تومن، یه کنترل کننده چربی هم دختره گفت بگیر صد و چهل تومنه گفتم فعلا نه

خمیر دندون و کرم دست هم تموم کرده بودم که اینم رفتیم فرهنگیان خریدیم شد نودتومن، سیگنال گرفتم امشب هم استفاده کردم بوی وایتکس میداد:/ اونجا مامان و دیدم شناسنامه رو ازش گرفتیم و رفتیم احراز هویت که اون پایینش فتوکپی داشت برای ی نصف برگ آچار دوازده تومن گرفت. 

کپی هارو دادم به اون آقای که پشت باجه احراز هویت بود، دید و گفت ۱۳/۱۲/۷۹؟ گفتم چیشد نزدیکع؟ گفت یکی دیگه الان اینجاست۱۳/۱۲ گفتم جدی کوش کجلست؟! گفت روبرو نشسته پشت کردم نگاه مردم دیدم کسی ننشسته گفت الان اینجا نشسته بود رفت گفتم اه قسمت نبود ببینمش  که گفت:گفتم رو بروت نشسته پشت سرتو چرا نگاه کردی گفتم خودتی گفت اره۱۳/۱۲/۶۹ گفتم چه جالب خیلی روز خاصیه گفت خیلیم کمه ها. بعدم عکسم و گرفتم و شد هشتاد تومن بعدم رفتم برای ثبت پلاک تو سامانه املاک که شد نودتومن! بعدم رفتم اداره پست سیمکارتم و گرفتم اینم نمی‌دونم چقد شد

بعدش رفتم آموزشگاه برگه هامو دادم که گفت ازین سه تا برگه باید کپی بگیری صد و پنجاه تومنم پول نقد بیاری انجام دادم و تمام 

 

۰ لایک
دیدی چه زود گذشت...!
خوشحالم بابت اتفاقاتی که برات افتاد...
راستی منم ۱۳ هستم.
عیدتم مبارک... والا من که امسال عید خوبی ندارم!
تهران هواش خوب نیست، ولی اگه شوگر طوریه برو حالشو ببر... یادمه قرار بود خونه بگیری تنها راحت زندگی کنی، ولی خوب انسان ها معمولا اجتماعی هستن!
اینم یادمه که قرار بود برم باد بیاد.
خوش باشی واسه منم دعا کن آرزو کن امیدوار باش نمی‌دونم هرچی اعتقاد داری.
اوضاع خیلی بده!

قضیه تهران کلا کنسل شد

تنهای تنها که نمیشه زندگی کرد
ایشالا حال دلت خوب بشه :)

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آرشیو مطالب
فروردين ۱۴۰۴ ( ۴ )
اسفند ۱۴۰۳ ( ۴ )
بهمن ۱۴۰۳ ( ۲ )
دی ۱۴۰۳ ( ۲ )
آذر ۱۴۰۳ ( ۱ )
آبان ۱۴۰۳ ( ۷ )
مهر ۱۴۰۳ ( ۳ )
شهریور ۱۴۰۳ ( ۱۶ )
مرداد ۱۴۰۳ ( ۴ )
تیر ۱۴۰۳ ( ۳ )
خرداد ۱۴۰۳ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۴۰۳ ( ۶ )
فروردين ۱۴۰۳ ( ۳ )
بهمن ۱۴۰۲ ( ۲ )
آذر ۱۴۰۲ ( ۲ )
مرداد ۱۴۰۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۴۰۲ ( ۱۰ )
فروردين ۱۴۰۲ ( ۱۶ )
اسفند ۱۴۰۱ ( ۱ )
بهمن ۱۴۰۱ ( ۴ )
دی ۱۴۰۱ ( ۱ )
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
دی ۱۴۰۰ ( ۳ )
آذر ۱۴۰۰ ( ۲ )
شهریور ۱۴۰۰ ( ۶ )
مرداد ۱۴۰۰ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۳ )
دی ۱۳۹۹ ( ۶ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۲۶ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۱ )
دی ۱۳۹۸ ( ۶ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۳ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۶ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۴ )
دی ۱۳۹۷ ( ۶ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۷ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۶ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۱۲ )
موضوعات
فیلم و سریال (۳)
تراوشات یک ذهن مریض (۳۳)
خاطره مثلا (۱۵)
نظرات شخصی (۱۴)
حس زندگی (۱۰)
امیدوآرزو (۶)
کنکور نوشت (۱۸)
اشخاص (۸)
فانتزیجات (۴)
روزنوشت (۱۸)
اهنگ (۴)
شعرناب (۱۲)
تمام ناتمام من باتو تمام میشود (۱)
قدرت گرفته از بلاگ بیان