سولام سولام چیطورید خوبید
مو فقط اومدوم بگوم حالوم خوبه چیزی نداشتوم بنویسوم:/
سلاااام بعد قرنی اومدم اینجا یه خبر بدم و برم
بالاخره منم اومیکرون گرفتم همون روزی که رفتیم تست دادیم و تست من مثبت شد از دانشکده زنگ زدن که برو خونتون منم دیروز برگشتم و تا یکشنبه دوشنبه خونه میمونم
_لطفا برام سوپ درست کن نمیتونم غذاهای جامد و خوب بجو ام معده م ناراحت میشه.
باصدای لرزون و غمگین این حرفو به مامان زدم دلم به حال خودم سوخت...
آدم ذهنش میره سمت مریضایی که با گاواژ بهشون غذا میدن.سوپ و مایعات صاف شده.
امتحانات عقب افتاده از ۱۸ ام شد ۲۵ ام. این برا منی که ۲۲ و۲۳ام باید برمیگشتم شهرمون عالیه. موندم الان سلامت جامعه رو تو این دوهفته بخونم یا ن. ویس هم نذاشته و فقط یک عااالم جزوه س.
دیشب بعد مدت ها فیلم دیدم"آلیس در سرزمین عجایب" برا منی که خیلی وقت بود هیچ فیلمی ندیده بودم خوب بود زیاد از فیلمای تخیلی این مدلی خوشم نمیاد.
راستی دیروز یه انگیزه واسه مهاجرت پیدا کردم اونم فرار از خونه بود:) انگیزه خوبیه اما واسه ادم افسرده و کون گشادی مثل من کافی نیس
الان دیگه همه قصد دارن مهاجرت کنن حتی اونی که اصن تو فاز درس نیس. ولی من هیچ وقت این قصد و نداشتم و تو تصوراتم از آینده جایی نداشت. البته دلیلش هم میدونم اونم اینه که بخاطر افسردگیم حوصله هیچ کاری و ندارم بعدم دوس ندارم مث سگ تو کشور غریب کار بکنم. خدا لعنتشون بکنه که مارو به این وضع انداختن. البته این که یقرون پول ندارمم بی تاثیر نیس:/ فوقش بتونم حقوقمو جمع کنم و باهاش ی پراید قسطی بخرم و دماغمو عمل کنم.
یکبار هم که شده تو نگرانم شو...
تو دلتنگم شو؛ تو عاشقم باش ؛ تو بغلم کن ؛ تو بهم پیام بده...
تو بهم اطمینان بده که همیشه هستی!
یکبار هم که شده تو باش...
تو بفهم که عشق به غرور نیاز نداره…!
البتع اگه عشقی تو وجودش باشه
چند وقت پیش خیلی دلم گرفته بود احتیاج داشتم برم قدم بزنم و اهنگ گوش بدم. نزدیک غروب بود شال و کلا کردم برم بیرون مامانم نذاشت گفت شبه گفت هروقت شوهر کردی میتونی ابنکارارو بکنی. خیلی حالم گرفته شد اونجا بود که واقعا از ته دل دلم خواست کاش زودتر ازدواج کنم.
شب یلدای۱۴۰۰ مامانم باصدای بلند دعا کرد ایشالا سال دیگ این شب فاطمه نامرد کرده باشه:/
ازون طرف دوستامم هی حرف شوهر و بچه میزنن...
جو مسمومیه خلاصه
سلام
خوبی؟
:/
دیشب تا دم دمای صبح بیدار بودم، از کمردرد دیگه گریم گرفته بود. ظهر که بیدارشدم کمرم بهتر بود ولی سرم درد میکرد بعدازظهر کدئین خوردم و بعدش خوابیدم ولی بدتر شد دوساعت پیش رفتم ژلوفن خوردم که اصلا تاثیر نداشت!
سردرد خیلی بده اونایی که میگرن دارن چطور زندگی میکنن واقعا
مامانمم حالش خوب نیس، ظهر که برگشت خونه بعد ازینکه سرم داد و هوار راه انداخت که مثلا منم دختر دارم یه ناهار درست نمیکنه واسم، خوابید الانم هنوز خوابه!
سولی امروز خونه عمش بود و امشبم سالنه و من کلا تو اینستا دارم میچرخم حالا بگو پول زیاد داری هر سه چهار روز پای نت بدی:/ من زن زندگی نمیشم
پس فردا ساعت پنج شیش غروب میانترم سالمندی دارم، از شیش جلسه فقط یک جلسشو تونستم بخونم و اصلا برام مهم نیس فقط سرم خوب بشه
فقط ی غری هم درمورد حضوری شدن امتحانات ترممون بزنم، اخه شما ک کلاسارو حضوری نکردین یه دونه امتحان میانترمم حذفی نکردین، باز حضوری کردن امتحانا چی بود
دلم لپ تاپ میخواد الان من باید فیلم میدیدم و همزمان ک ازش لذت میبردم عذاب وجدان میگرفتم ک وای هییییچی نخوندم. انقدم اهنگ زیاد دارم کهوشیم حافظه نداره ی قسمت فرندز ببینم دلمم نمیاد حذفشون کنم
البوم گوزن سورنا چه خففففنههههه:/ باید ایستاده کف زد براش
درسته امروز روز خوبی نبود ولی دلخوشی ها کم نیس
مثلا کلاه سفید چشمی که دیشب خریدم
شب یلدا
قاب جدیدم
کسی که عاشقشم 3>
های
دیشب یه استوری دیگه گذاشت ، انفالوش کردم
دوسه روزه نه چنلشو چک میکنم نه پروفایلشو نه گپشو
زبان میخونم فیلم میبینم هرچی دوس دارم میخورم، سعی مسکنم تحرک داشته باشم، هنوزم ی جغدم...
امروز دو تا سینمایی دیدم
لیدی برد_بیوتیفول بوی
مزخرف محض بودن، ازون تینیجریای مزخرف، نه تاثیرگذاریشون خوبه نه اینکه هیجان دارن.
کاملا اتفاقی هم یه پسره تو هردوشون بازی میکرد.